سفارش تبلیغ
صبا ویژن
تاریخ : شنبه 92/6/9 | 11:21 صبح | نویسنده : اکبر میرزابیگی

اگر یارم نه ای بارم چـــرایی؟
اگر گل نیستی خارم چـــرایی؟
توکه مشکلگشای من نبودی!
گــره انــداز درکارم چـــرایی؟


تو که با من ازاول عهـــد بستی
چرا با دیگــــران هردم نشستی؟
توگفــتی با تـو هستم تا همیشه
چرا پس عهدوپیمانت شکستی



تو،اول عـاشـــقی آغـــاز کردی
درعشــقت به رویــم بـاز کردی
مرا خواندی به مهمانی چشمت
در آخر سر بــرایــم نــاز کردی


ازآن روزی که عشقم یاد دادی
دل ودیــــنم هـمه بربـــاد دادی
فکندی درسـرمن شور شیرین
به دستم تیشه ی فرهاد دادی!

 

تودرعاشق کُشی همـتا نداری

به دل عشق مرا تنــها نداری

توکه هردم دلت بااین وآنست

دگر در دیده ی ما جـا نداری




تاریخ : جمعه 92/6/8 | 10:29 عصر | نویسنده : اکبر میرزابیگی

به زیبایی کسی مثل شما نیست
اگر باشد برای چشــم ما نیست
بغـــیر از دیـــدن روی تو ولله
بسرما را دگرمیل وهوا نیست


به کنج دل نشسته تیر عشـقت
بود بر گردنم زنجیـــرعشــقت
بیاکز عشق تو بیچـــاره گشتم
ندانم چون کنم تدبیـرعشـــقت


دلم از داغ عشــقت پاره پاره
مکش دامن مگیرازمن کناره
بیا جاناکه جان ریــزم بپایت
توکل برخـــدا بی استخـــاره


دلم شد تیــرعـشــقت را نشانه
به سینه مانده داغــت جاودانه
چنان می ســوزم ازداغ فراقت
که آتــش می کــشدازدل زبانه


غــم هجــرت بود داغ دل من
شود وصل توحل مشکل من
خداهــرگزنیـارد آنکه روزی
غـم هجـرتوگــردد قــاتل من


کمـــند زلـف تــودام دل من
رهایی ازکمندت مشکل من
تمام آرزویـم این که روزی
س
رکـوی توباشـد منزل من

غم عشقت به جانم ریشه کرده
مرا فــارغ زهــراندیشــه کرده
مگرعشــق تو دارد قصد جانم
که آزاردلــــم را پیــــشه کـرده


غم عشـقت به جانم خانه کرده
چــومرغی دردل من لانه کرده
دلـم ویــرانه وعشق تو مرغی
که منــزل دردل ویـــرانه کرده


چودادی گوشه ی چشمت نشانم
زدی با تیــر مــژگانت به جــانم
زبـرق آن نگاه آتـــــش افـــروز
زدی آتــش به مغــز استخــوانم
 




تاریخ : سه شنبه 92/6/5 | 5:5 عصر | نویسنده : اکبر میرزابیگی

         بسم الله الرحمن الرحیم
یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباسًا یُواری سَوْءاتِکم وریشا ًولباس التّقوی ذالک خیرٌ

                                                                                                                   ( آیه 26 سوره اعراف)
ای فرزندان آدم ما بر شما لباسی فرو فرستادیم که اندام وعورات شما را می پوشاند.که
این لباس هم پوشش شما وهم زینت شماست،
واندام شمارا زیباترازآنچه هست نشان می دهد.وبهترازآن لباس تقوی وپرهیزگاری را برای شما مقرر نمودیم.

بنا برنص صریح این آیه ی شریفه،خداوند منان،برای حفظ کرامت وشئونات انسانی،دو نوع لباس معنوی ومادی(ظاهری) معیّن ومقرّرنموده است.
    لباس معنوی ،همان تقوی وپرهیزگاری است که زینت وآرایش روح وروان وموجب رشد وکمال انسان است.
ولباس مادی که وسیله ی پوشش ظاهر وپنهان نمودن زشتی های بدن (عورات)وزینت وزیبایی جسم وتن آدمی است.
لذا به منظور ضرورت حفظ حجاب به عنوان یک حکم  الهی وتکلیف شرعی ،درآیات 30 و31 سوره ی نور،صراحتا ً میفرماید که ای پیامبر؛
قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم ویحفظوا فروجهم،ذالک ازکی لکم،..................
به مؤمنین بگو:چشمان خود را ازنگاه به نامحرم ببندند وعفّت وپاکدامنی خودرا حفظ کنند که این برای آنها پاکتروشایسته تراست.
وقل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ ویحفظن فروجهن‌ّ ولایبدین زینتهنّ الاّما ظهر منها والیضربن بخُمُرهنّ علی جیوبهم،ولا یبدین زینتهنّ الّا لبعولتهنّ او آبائهنّ اوآباء بعولتهنّ او ابنائهنّ او ....
.......
وبه زنان باایمان بگو چشمهای خودرا ازنگاه های هوس آلودبه مردان نامحرم ببندند ودامان خود راخفظ کنند وعورات(سروسینه وگردن)خود رابپوشانند وزینتهای خود را آشکار نسازند،مگرآن قسمت که ظاهروآشکاراست(مانند دست وصورت)،ومقنعه وروسریهای خودرا برسروسینه وگردن بیندازند،وزینت وآرایش خودرا آشکارنکنند مگربرای شوهران یا پدران یا پدران شوهریا پسران و............
آنچه از آیات فوق استنباط ومنتج میشود اینست که انسان،اشرف مخلوقات وافضل موجودات است وازشأن ومنزلت بسیاربالا و والایی برخورداراست،چراکه اوخلیفه ی خدا درزمین است،پس خلیفه ی خدا باید شأن ومنزلت خویش را به بهترین وجه ممکن حفظ نماید.
یکی ازمهمترین جهات حفظ شئونات وکرامت انسانی،رعایت حجاب وعفاف است.
حجاب وپوشش مناسب برای انسان(بویژه زن) به منزله ی حصاروحفاظ برای باغ است .چرا که اگرباغ،حصاروحفاظ مناسبی نداشته باشد؛محصولش ازدزد ورهزن در امان نیست.
مسلّم ومبرهن استکه اگرزن هم حجاب وعفاف درست وحسابی نداشته باشد،ازنگاه شهوت آلود ون